یادداشت کیهان بهمنی روی بوی قیر داغ

نکته مثبت و وجه قدرتمند داستان‌نویسی حیدری بیشتر به سبب احتراز او از اطناب کلام و به‌کارگیری زبان پرطمطراق است. حیدری داستان‌هایش را به سادگی روایت می‌کند و برخلاف بسیاری از نویسندگان جوان و تازه‌کار سراغ تکنیک‌های پیچیده مدرن و پسامدرن دست‌وپاگیر که اغلب به سبب ناآشنایی نویسندگان بی‌تجربه تاثیر منفی بر داستان می‌گذارند نمی‌رود.
از جمله ویژگی‌های دیگر «بوی قیر داغ» اهتمام نویسنده در خلق فضاهای باورپذیر و ملموس است. در «حیوان‌ها» سرمای برف محسوس است. در «چه خوب که آشغال‌ها را ساعت نه می‌برند» «صدای هیچ» و «امید تمام این سوال‌ها برای تو نیست» جزئیات ذکرشده در خدمت فضاسازی هستند و به مدد همین جزئیات گرمای مکان‌های داخلی
تا حدی خوب توصیف شده‌اند.
در این مجموعه کنش‌ها و حوادث زیادی روی نمی‌دهد اما نویسنده این کمبود را به مدد پرداخت‌های روانشناختی و داستان‌های موازی جبران می‌کند. به عبارتی می‌توان داستان‌های این مجموعه را بیشتر داستان‌های روان‌شناختی دانست تا حادثه ‌محور. این به این معنا نیست که نویسنده در صورت نیاز با حوادث، نقاط اوجی به کار خود نداده است. به‌علاوه اینکه در چند داستان رویدادهای گذشته زمینه‌ساز داستان‌ها هستند.
پیشتر عنوان شد در داستان‌های علی‌اکبر حیدری بیشتر عناصر در خدمت داستان هستند. برای توضیح بیشتر این مطلب به یکی از داستان‌های مجموعه نگاهی اجمالی می‌اندازیم. در داستان «چه خوب که آ‌شغال‌ها را ساعت نه می‌برند» طبیعی است که دعوای زن و شوهر به بی‌خوابی هر دو منجر می‌شود، صدای موسیقی بلندی که از خیابان می‌آید مرد ناآرام را به لب پنجره می‌کشاند، زن براساس قراری نانوشته درمی‌یابد دوست قدیمی‌اش به دیدنش آمده، دوست قدیمی همراه همسرش به آپارتمان می‌آیند و پس از گفت‌وگوهایی ابتدایی درنهایت معلوم می‌شود این دیدار نه از برای تجدید دوستی بلکه برای انتقام است. داستان «چه خوب که آشغال‌ها را ساعت نه می‌برند» به‌شدت قابل باور است. روابط میان رویداد‌های داستانی علت و معلولی (propter-hoc) است و نه براساس توالی حوادث (Post-hoc). چرخش سریع این داستان مناسب  و زمان این چرخش کوتاه و نفس‌گیر است. داستان پرگویی نمی‌کند. تمام شخصیت‌های این داستان از نظر روانی بسیار باورپذیرند و این امر به‌خاطر شخصیت‌پردازی خوب نویسنده است. راوی اول شخص به خوبی نقش صاحب‌خانه را ایفا می‌کند، شادی و سپس خشم نیلوفر اغراق‌آمیز نیست، بهنام به درستی سکوت می‌کند و آذر نشان می‌دهد از یک میهمانی برگشته و شاید بخشی از رفتار انفجاری‌اش- سوای حرف‌هایی که شنیده - ناشی از حضورش در میهمانی باشد.
در «بوی قیر داغ» نثر کوتاه و موجز (Terse) است و این شاید یکی از به‌یادماندنی‌ترین یادگارهایی است که از استاد داستان‌نویسی جهان، همینگوی، به یادگار مانده است. نثر کوتاه و موجز در این مجموعه داستان نیز باعث می‌شود خواننده خسته نشود. بیش از ۹۰ درصد جملات کتاب یک یا دو خطی هستند. این شیوه استفاده از جملات کوتاه سبب شده ضرب‌آهنگ داستان‌ها قابل‌قبول باشد.
البته حیدری تا مبدل شدن به یک نویسنده خوب راه طولانی‌ای را در پیش دارد و نقایصی نیز در اولین مجموعه داستان او مشاهده می‌شود. تعداد بالای شخصیت‌های اصلی و فرعی و پرش‌های میان حال و گذشته در دو داستان «بازی نور» و «خاک‌ریز» اندکی آزاردهنده است و عنصر تعلیق و وحشت که لازمه داستان «حیوان‌ها» است حین خواندن داستان کمتر احساس می‌شود. در بعضی موارد دیالوگ‌ها نیز اندکی تصنعی است.
و کلام آخر اینکه چه خوب که علی‌اکبر حیدری داستان می‌نویسد.

/ 0 نظر / 15 بازدید