"تمام" شعر تازۀ سید علی صالحی*

به من بگو

در این منزل بی نشان

تا کی به اسم آینه از خشت خام

سخن خواهی گفت؟

دیری است دیوار کج از مسیر ثریا

به ویرانی ویل المکذبین رسیده است.

به من بگو،

از این کاروان بی واژه چه می بری؟

جز غارت خیالی،

که خبر از غفلت بی فردای تو می دهد.

تو چه می دانی از اندوه مادران و،

از این شب پر ملال.

به خدا آتش زیر خاکستر است

این خرمن بی خار و

این کبریت کهنه سال.

* "جُنگ ماه". ضمیمه ادب و هنر و کتابِ ماهنامه "مهرنامه". شمارۀ 1. اسفند 1388

 

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افرا و پاییز

این کاروان تا کی می خواهد بی آنکه بداند مقصد کجا است با هر کبریت کهنه ایی شعله ور شود.

مارال

ممنون از یادآوری چاپ ماهنامه مهر نامه. خیلی به دلم نشست.

آلما

خیلی زیبا بود. دلم برات تنگ شده دوستم

ژولین سیفعلی مراد

از این کاروان بی واژه چه می بری؟ جز غارت خیالی ، که ... با یک تیر دو نشان زده ای علی جان

آمنه

سلام .زیبا بود .شعرهای صالحی را خیلی دوست دارم .

پروانه

راستی. سید علی صالحی در چه حاله حالا؟!

داریوش معمار

سلام با چند شعر تازه به روزم لطفان سر بزنید نظر بدهید. اگر ممکن است لینک مرا هم اضافه کنید. با مهر

پونه

این ننوشتن ها را می گذارم به حساب کامپیوتر سوخته. کمی بنویس علی جان.دلمان پوسید