دیده‌ها و ایده‌ها 3

بعضی وقت‌ها می‌خواهیم خودمان را جوری نشان بدهیم که نیستیم. صبح توی صف شلوغ بانک، زنی آمد و بعد از کلی حرف زدن با کارمندها، یک پنج‌هزار تومانی نو درآورد و گفت موقع تحویل سال پول را گذاشته بوده لای قرآن به نیت آن‌ها. کارمندها کلی تشکر کردند و نمی‌دانم که چیزی ته دل‌شان گفتند یا نه ولی مطمئنم وقتی زن چک‌اش را نقد کرد و فهمید باید سه هزار و پانصد تومان کارمزد بدهد و گفت که از همان پنج‌هزار تومان بردارند، حتما فحشی نثارش کردند. گاهی لازم است همان باشیم که هستیم. نیازی نیست به زور خودمان را دوست داشتنی نشان بدهیم. شاید بهتر است خودمان باشیم و وقتی همه خودمان باشیم، دیگر نیازی نیست کسی به کس دیگری توی دلش فحش بدهد، می‌تواند بی‌خجالت و رودربایستی صاف بایستد و مستقیم توی چشم‌های طرف نگاه کند و هر چه دلش می‌خواهد بگوید.

/ 8 نظر / 12 بازدید
افشان

5000 تومان برای چند نفر کارمند؟

رضا فکری

این "همه خودشان بودن" از همان‌هایی است که حتا فکرش لرزه به جان آدم می‌اندازد. تصور دیدن آدم‌ها با چهره‌ی واقعی‌شان و همچنان دوست داشتن‌شان را بی‌شک فقط یک قدیس از عهده برمی‌آید.

احمد

من اناری را می کنم دانه به دل می گویم کاشکی این مردم دانه های دلشان پیدا بود. بی ربط: جشنواره فیلم بودم: دوتا پیشنهاد دارم ولی شاید پیدا کردنشان سخت باشد. 1) Collaborator, Martin Donovan, USA 2011 2) What difference a day makes (Am Ende des Tages),Peter Payer, Austria بیشتر اولی را می پسندم. دومی بیشتر سیاسی-هیجانی است.

mehdi

سلام وب زیباییست بهم سر بزن خوشحال میشم راستی تبادل لینک هم بکنیم ok من لینکت میکنم تو هم منو با goodtime لینک کن مرسی.

افرا و پاییز

مهم این است که می توان مثل تو با هنرمندی تمام از آنها نوشت و نقابشان را کنار زد و خود واقعی شان را نشان همه داد.

آرش

بلند نظری داشته باشند و درک و شعور و ظرفیت، شاید آن وقت بتوانی رودربایستی را کنار بگذاری و صاف و پوست کنده بگویی نظرت را و خیالت راحت باشد که نگویند اثر گزیده گی قبلی ست و یا این که دوستمان ندارد و چه و چه !

رضیه

پیازی یعنی همین.

فتانه

كاشكي همه آدما ياد ميگرفتن خودشون باشن تا زندگي قشنگترميشد