زندگی زیباست

قرار خوردنِ صبحانۀ روز جمعه توی تخت را از چند روز پیش گذاشته بودیم. سینی را که گذاشت روی پام و کنارم نشست، برش وسوسه انگیز کیک کشمشی را با آن کشمش های بزرگش که انگار به آدم چشمک می زدند، دیدم. سالها بود که کیک کشمشی نخورده بودم. درست از همان روز که توی آن کافی شاپ کوچک نزدیک میدان محسنی کیک شکلاتی خوردیم. وقتی کیک شکلاتی را گذاشتم توی دهانم و خواستم جرعه ای از فنجان چای بخورم، از میان بخار چای چشمهاش را دیدم که خیره شده بود به من. انگار که تا آن موقع متوجه رنگ چشمهاش نشده بودم. همان موقع بود که فهمیدم کیک شکلاتی خوشمزه ترین کیک دنیاست. ولی حالا که تکه کیک کشمشی ای را که با چاقو بریده بودم و می خواستم بخورم از دستم قاپیده و از ترس اینکه از دستش بگیرم توی دهانش گذاشته، فکر می کنم که کیک کشمشی خوش طعم ترین کیک دنیاست. خوش طعمی اش از خندۀ چشمهاش پیداست.  

/ 25 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افرا و پاییز

عالی بود. وقتی جمله ی آخر را خوندم حس کردم دلم می خواد یک رمان بخونم با این مضمون. ضمنن ممنون که سر بزنگاه به وبلاگم سر زده بودی![ناراحت]

ژولین سیفعلی مراد

این هم یکی دیگر از دلخوشی های ما که زیبا توصیفش کرده ای. همین چیز ها که زیاد هم دور از دسترس نیستند، زندگی را زندگی می کنند دیگر . مرسی که یادمان انداختی.

afshan

عشق.شاعرانگي طعمها.و من كه دهنم اَب افتاد.براي كيك شكلاتي،كيك كشمشي وعشق!

آلما

آخه من به شدت دارم کلاسهاشو می رم یه جورایی پیش آدمش. خیلی از این حرفها هم یاد گرفتم [زبان] پیچیده هم اصلا فکر نمی کنم. این هم اون گفته [لبخند]

رضیه

حالا که باز خوندمش فکر کردم جمله آخر خوش طعمی اش زیادیه. صفاتو[چشمک]

خانم ثابتی

ظاهرا خوشمزگی تمام شیرینی ها و خوش رنگی و شوخ چشمی همه نگاه ها و آرامش تمام جمعه ها و ... با وجود کسی که دوست داری آشکار می شود. میدونی آقای حیدری یک زمانی زندگی ِ زیبا نوشتن سخت بود و زندگی زیبا داشتن آسون. حالا بر عکس شده. خیلی وقته کیک ها فقط در سطر ها ، چشم های کشمشی شون برق می زنه.

ازهار

این طور که معلومه همه چیز در کنارش خوشمزه ترینه امیدوارم همیشه این طعم و حس کنین[گل]

مینا/به آهستگی

واقعا زندگی زیباست؟ می شه با یک کیک کشمشی قورتش داد نمی دونم گیج شدم.

پروانه

چه قشنگ. جمله آخر رو به کاربش یکن. مفهمومش کلیدیه ولی فرمش سکته داره.