بوی قیر داغ

پس از سه سال انتظار
و دو مجموعه غیر قابل چاپ
حالا: بوی قیر داغ

/ 8 نظر / 8 بازدید
حمید

علی خسته شدیم از بس داستان هات رو شنیدیم یا پرینت اون ها رو خوندیم. وقتش بود یک کتاب ازت دست بگیریم. یک کتاب با بوی نویی و یک جلد حسابی و یک صفحه آرایی خوب. تبریک می گم. هرچند شنیدن این داستان ها با صدای خودت مزه دیگه ای داره. فهمیدی که جمله اول رو شوخی کردم؟

مهدی

این بهترین خبری بود که امروز شنیدم. این روزها حسابی گرفتارم و خودت هم بهتر می دانی اما سعی می کنم هر طور شده پیدایش کنم و سیر و پر بخوانمش و کیفور شوم. همیشه شاد باشی رفیق.

سولماز

واقعا خوشحال شدم. بهت تبريك ميگم. در اولين فرصت تهيه مي كنم [گل]

مشیانه

مبارک باشه حتما می خرمش

رضا

ارزش این‌همه صبر را داشت علی، وقتی برق چشمان مخاطب کتابت را ببینی که از خواندن یک داستان خوب به وجد آمده می‌فهمی که ارزشش را داشته، باید برای ما تعریف کنی حس و حالت را، تبریک به هر حال.

رضیه

اینجا هم قدم نورسیده مبارک[نیشخند]

ميثم كياني

تبريك و ارزوهاي خوب برايت كم است... بيشتر از اينها