برای آوازه خون بدصدای چهارشنبه

آخ، اگه خودتو گم کنی

وای به حالت ای آوازه خون

اگه پشت به مردم کنی

وای به حالت ای آوازه خون

اگه فکر کنی خوش صدایی

وای به حالت ای آوازه خون

یا که بگی از همه جدایی

وای به حالت ای آوازه خون

یهو می بینی صدات می گیره

ستاره شانست می میره

وقتی بدونن تو کی هستی

دیگه دُکون صداتو بستی*

 

* شعرِ یغما گلرویی

 

/ 9 نظر / 10 بازدید
ساناز

واقعا فکر می‌کنی دکون صداش بسته می‌شه؟

حامد

خوشبختانه به صداهای مذکور گوش ندادم. اما این پیش بینی کاملن درسته.

پاپتی

لکن این آوازه خوان بد صدای چهارشنبه را ما ندیدیم... بود آیا معرفیش کنی؟!

پاپتی

البت هرکی که هست وقتی از مردم جدا به دیگه هویتی نخواهد داشت

نعنا دیرت

نمی شناسمش ولی اگه مربوط به چهارشنبه بوده حتما بد بوده!

خانم ثابتی

سلام قصه نویس. حتما دلت گرفته که داری شعر می خونی. راستی آقای حیدری عادت خط کشیدن زیر جمله های دوست داشتنی قصه را می فهمم. این یعنی وارد کردن یک حس ممتاز دیگر در قصه برای لذت بردن بیشتر.