غر زدن کار خوبی نیست ولی بعضی وقتها واجبه. هفته قبل می خواستم برم شیراز. یه کار خیلی خیلی مهم داشتم. ساعت پرواز از تهران ۱۴.۳۰ بود. درست سر ساعت سوار هواپیما شدیم و منتظر تشریفات ابتدای پرواز بودیم که موتور هواپیما خاموش شد. نیم ساعت منتظر شدیم تا بالاخره خلبان بعد از کلی حرفهای متفرقه گفت که یکی از قطعات هواپیما خراب شده و اون هم به خاطر وظیفه اش که سلامتی جان مسافران عزیزه پرواز نکرده.گفت که رفتن قطعه خراب شده رو از انبار بیارن و این موضوع زیاد وقت نمی گیره. ۴۵ دقیقه دیگه گذشت تا خلبان گفت که قطعه خراب شده تعویض شده ولی بازهم اشکال برطرف نشده. و خلاصه درد سرتون ندم پرواز ما بعد از تعویض هواپیما در نهایت با ۳ ساعت تاخیر انجام شد و کار مهم من هم به خوبی انجام نشد. به نظر شما ما تا کی باید چوب اهمال کاری و نداشتن امکانات اولیه رو بخوریم؟ تا کی باید سوار این هواپیما های نمی دونم دست چندم روسی بشیم که از اول پرواز  دائما دعا کنیم که اگر خدا کمک کنه شاید سالم به مقصد برسیم؟( سئوال رو با این فرض جواب بدید که ۳ ساعت تمام توی هواپیمای خاموش توی گرمترین ساعت روز گیر افتاده باشید و تازه بعد از پرواز تا چند روز صدای گوشخراش موتور هواپیما توی گوشتون زنگ بزنه)

  
نویسنده : علی حیدری ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٥