غم زنبورک

درست سر وقت می‌آید. معمولا می‌نشیند روی همین نیمکتِ درست روبروی خانه‌مان توی پارک. اگر هم کسی جاش را گرفته باشد،می‌نشیند روی آن نیمکت کمی دورتر. می‌نشیند و زنبورک می‌زند. حالا نمی‌دانم چند وقت است که این ساعت می‌آید. ولی می‌دانم هوا سرد باشد یا گرم و یا مثل حالا سرد و بارانی، می‌آید. بچه که بودم فکر می‌کردم با زنبورک فقط می‌شود آهنگ‌های شاد زد، آهنگ‌های سرخوش. ولی حالا می‌دانم می‌شود با زنبورک آهنگ‌هایی زد که غم داشته باشد. آهنگ‌هایی که ساعت ده  شب را نشان بدهند.

  
نویسنده : علی حیدری ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠