خاطرات در ما زندهاند
در فیلمها لحظاتی هست که ما را با خودشان میبرند. در فیلمها جاهایی هست که ما فکر میکنیم قبلا آنجا بودهایم و آنجا را از نزدیک دیدهایم. در فیلم "Tie me up, Tie me down" پدرو آلمادووار پنجرهای است که مرا به سالها پیش برد. در فیلم، آنتونیو باندراس به زادگاهش که حالا فقط ویرانهای از آن باقی مانده برمیگردد و از روی عکسی که از زمان کودکی دارد خانۀ ویران شدهشان را پیدا میکند. توی خانه پنجرهای هست که چهارچوب خاک و گِلیاش جا به جا ریخته و درختی سبز از آن سر در خانه کرده. این پنجره و درخت دقیقا پنجره و درخت «کاروانسرای مظفری*» است. چند سال پیش رفته بودم شیراز. رفتم پاسارگاد برای دوره کردن خاطرات خوب گذشته. بر خلاف چیزی که انتظار داشتم توی محوطه هیچکس نبود. انگار فقط من بودم و من. آرامگاه کوروش را دیدم با آن همه داربست آهنی زشت که برای بازسازی روی بنا بسته بودند. بعد رفتم سراغ کاروانسرای مظفری. از محوطۀ سنگفرش رد شدم و رفتم داخل کاروانسرا. دیوارها شکسته و سقف ریخته بود. از اطاقهای تو در تو رد شدم و آن پنجره و درخت را دیدم. ایستادم پای پنجره و به برگهای سبز درخت دست کشیدم. چند سال بود همراه پنجره بود و برگهای سبز و زندهاش را به سر و روی پنجرۀ شکسته میکشید؟ حال عجیبی داشتم. حالا بعد از مدتها آن پنجره در فیلم آلمادووار مرا برد به پاسارگاد. چه حس فوقالعادهای بود. انگار لذتهای فیلم پایان ندارد و هر بار چیزی جدید به ما میدهد.
* کاروانسرای مظفری مشتمل بر حیاطی به وسعت 40/16 در 5/18 متر که به صورت نامنظم از سنگهای سفید آورده شده از کاخهای کوروش ساخته شده و نیز ایوانی به پهنای 30/3 متر جرزهای سنگی نامنظم و چهارگوش با اطاقهای کوچک و بزرگ در پشت آن. درِ بنا به سمت مشرق بوده و در سه جانب نیز سکویی به ارتفاع 80 سانتیمتر برآوردهاند. سنگهای بنا را ملات گچ به هم وصل کرده و در بعضی جاها حتی ملات هم به کار نبردهاند. این بنا در دورۀ آل مظفر (743 تا 795 ه.ش) به دستور شاه شجاع مظفری ملقب به ابوالفوراس در 100 متری شمال آرامگاه کوروش ساخته شده است. (برگرفته از: راهنمای جامع پاسارگاد. نوشتۀ دکتر علیرضا شاهپور شهبازی. نشر بنیاد فارسشناسی. چاپ دوم 1386. صفحۀ 112)