سئوالهایی از سر خشم

ژولین گفت: پروازت که نشست، بیا اینجا، بعد با هم برمی‌‌گردیم. مدتهاست می خواهیم اپیزودی از "قهوه و سیگار" جیم جارموش را بازسازی کنیم. گفتم: دعا کن پرواز تاخیر نداشته باشد تا به موقع برگردم. پرواز 21.45 دقیقه دقیقا 30 دقیقه بامداد پرید و یک ساعت بعد در مهرآباد نشست. شانسی که آوردم اینبار برنده پوکر با فوکر من بودم. نمی‌دانم چند بار دیگر شانس برد با من است و کی اسمم کنار بقیۀ حادثه‌دیدگان سقوط یک فوکر دیگر می نشیند. نمی دانم که جواب این‌همه وقت بیهوده تلف شده و اعصاب خُرد را چه کسی می‌دهد؟ این بار اولی نیست که این سئوال را می‌پرسم. می‌دانم که بار آخر هم نخواهد بود.

  
نویسنده : علی حیدری ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩