تولد یک وبلاگ

مدتی پیش داشتم فصل نامۀ "نگاه نو" * را می خواندم که ویژه نامه ای دربارۀ پرویز دوایی چاپ کرده بود.  پرویز دوایی را همیشه دوست داشته ام. از همان روزی که شروع کردم به خواندن "مجلۀ فیلم". در "مجلۀ فیلم" حرف از منتقدی مسلط به سینما بود و انسانی دوست داشتنی که برای آنها که می شناختندش دوستی بی نظیر بود. بعدها داستان های پرویز دوایی را خواندم که همه پر بودند از نوستالژی و تصویرهایی عالی و زبانی شیرین. داستان هایی که تا وقتی به انتها نمی رسیدند رهایت نمی کردند، شاید هم تا مدتها بعد از تمام شدندنشان.

در" نگاه نو" هوشنگ گلمکانی مطلبی نوشته بود دربارۀ پرویز دوایی و دیدارشان در جشنواره ای سینمایی. آن قدر از نوشتۀ گلمکانی خوشم آمد که چندین و چندبار خواندمش و هر دوستی که دیدم درباره اش حرف زدم.

چند روز گذشت و داشتم " شهر باریک" آیدا احدیانی را می خواندم که دیدم باز آن حس شوق و شور خواندن نوشته ای زیبا سراغم آمده. فکر کردم که بیایم و اینجا برایتان از آن حس بنویسم، بعد گفتم باید جایی باشد که هر بار چیزی خواندم، دیدم یا شنیدم و آن حسم سراغم آمد، آن را با شما قسمت کنم. این شد که وبلاگ " جشن بیکران" متولد شد. اسم وبلاگ را از اسم کتاب" پاریس، جشن بیکران" ارنست همینگوی انتخاب کردم. وبلاگ " جشن بیکران" قرار است جشنی باشد از خواندن و دیدن و شنیدن. این قرار را با خودم گذاشته ام که هر کدام از دوستان خواستند کلیدی از وبلاگ " جشن بیکران" داشته باشند تا ما را شریک کنند در جشن شان.

* فصلنامۀ نگاه نو. شمارۀ 81. بهار 1388

  
نویسنده : علی حیدری ; ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸