متولد هفده مرداد

* این پست را رضیه انصاری برای سه سالگی ردپای خیس باران نوشته است. از لطف بی اندازه اش ممنونم.

 

صبر کردم تا دو و چهل و یک دقیقه. بعد نوشتم «سه و ربع کم بعد از ظهر، سیزده مرداده. عاشق شدیم رفت». اس ام اس را تحریم کرده اند ولی من اس ام اس اش کردم برای علی. ایده خودم نبود ولی چه فرق می کرد؟ یکی باید یادش می آمد که سعید دقیقا کی عاشق لیلا شد. یکی که هم رمان خوان باشد هم خوره فیلم، کیوسک هم گوش کند، عشق را هم بفهمد. علی گزارش به فراموشی فیلم و کتاب دارد. فیلمنامه می نویسد- می نوشته، داستان کوتاه هم خوب می نویسد. با حوصله و هوشمندانه هم نقد می کند. علی خیلی بزرگ شده. از نوشته هاش صورتش پیداست. اس ام اس را تحریم کرده اند ولی علی اس ام اس زد«خیلی خوب و به موقع بود». نگفتم ایده من نبود. گفتم بگذار فعلا حال کند. شب بهش تلفن می کردم و می گفتم که تو فیس بوک نوشته بودند.

حالا جمعه شب است. صبر می کنم تا یازده و پنجاه و نه دقیقه. می نویسم «هفده مرداده. سه سالگی وبلاگت مبارک. نویسنده تر باشی.» ممکن است خواب باشد، اس ام اس را هم که تحریم کرده اند. ولی چه فرق می کند؟ اس ام اس اش می کنم برای علی. علی خیلی بزرگ شده. می دانم، بزرگتر هم می شود.

  
نویسنده : علی حیدری ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸