اتحاد
این روزها باید رفت توی خیابان. برای دیدن چیزهایی که ممکن است تا چند سال به این وضوح نتوان دید. نشانه های سبز و سفید و سه رنگ که هر کدام از کاندیدها انتخاب کرده اند برای نشان دادن هوادارانشان. می شود خشونت را در چهره بعضی ها و شادی و شور را در چهره عده ای و ناامیدی را در چهره بقیه دید و کسانی دیگر که حیران این نوع از طرفداری شده اند. چیزی که تابحال و به این شدت سابقه نداشته. مگر این نوع مناظرات تابحال بوده که به شود اینگونه بی پروا از کاندیدایی طرفداری کرد؟ یا مگر می شد به این وضوح دروغ چشم در چشم را دید و به پافشاری بر آن خندید؟ یا تعجب کرد؟ یا از بی پروایی اش ترسید؟
ترس؟ نه، دیگر وقت ترس نیست. باید برای رسیدن به چیزی که فکر می کنیم درست است تلاش کنیم. باید برویم میان مردم و بگوییم که از دروغ متنفریم و در برابر سیل خشونت یکپارچه ایم. که نمی خواهیم دوباره و دوباره با لبخند سرمان را ببرند. بگوییم که نمی خواهیم هم بازی، بازی خشن شان شویم و خشن باشیم. که ما محیط آرام می خواهیم برای در آرامش فکر کردن و عمل کردن و کمک به بقیه که همه هدف مان یکی است.
ما اصلاحات می خواهیم. فرقی هم نمی کند که سبز هستیم یا سفید. ما متحدیم برای از بین بردن خشونت و دروغ و کج راهی.