داستان نیمه کاره دقیقا مثل تیغ ماهی میمونه. اگر توی گلو گیر کنه، کار آدم تمومه. خدا نصیب گرگ بیابون هم نکنه.(دعای خیر به این می گن؟) چند هفته ای هست که یه داستان مونده روی دستم. یعنی دقیقا گیر کرده توی گلوم، نه بیرون می آد و نه می ره پایین. شب ها خواب رو می گیره ،روزها آسایش رو. ولی حالا که این رو نوشتم می رم سراغش. شما هم اگر آبی دم دستتون هست لطف کنید شاید زودتر رفت پایین.

  
نویسنده : علی حیدری ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٥